حکایت زیبای #پیرزن را در ادامه مطلب بخوانید
پیرزن به حرف کسی توجه نمیکرد
حتا بهترین دوستش که از سالهای دور اورا دوست می داشت برایش مهم نبود
پیرمرد آماده بود تا با قطار بعدی به استرالیا مهاجرت کند اما یک روز در میان بهت و ناباوری ؛ گوشی تلفن اش به صدا درآمد...
ادامه مطلب
برچسب: نویسنده: سپیده طاهری تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1402 ساعت: 17:47
ای نام کوچکت غم دلخواه زندگیم صعب العبور قله جانکاه زندگیم
برچسب: نویسنده: سپیده طاهری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:46
جز حضور تو هیچ چیز این جهان را جدی نگرفته ام حتی عشق را...
برچسب: نویسنده: سپیده طاهری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 23:46